تکرار

 

 

نمی دانم چرا دوست دارم چشمهایم راببندم...<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

چشمهایم به زیبایی عادت کرده اند.

 

زشتی ها...زشتند خوب من...

 

قدرت ندارم...قدرت راه رفتن...

 

مدتیست نگاهم...جسمم...پاهایم...حتی دلم سنگین شده...اما

 

هــــــــــــنوز« سنگی » نشده !

 

  هنوز تنها چیزی که می توان به آن دل خوش کرد...همین قلب      

 

زخـــمی است!

 

می اندیشم... به چه چیز؟!

 

پرسیدن ندارد...مگر برای من جز تو چیز دیگری معنا دارد که به آن

 

بیاندیشم؟

 

همیشه عاشق چیزی دارد که رو کند !

 

این « دل »... این « تو »

 

قدم میرنجانی یا نه ؟!

 

 

 

 

 

/ 69 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ekip

کاری که فکر می کنم درسته انجام ميدم. مهم نيست کی چی ميگه بهم. ياد گرفتم روی خيلی چيزا بايد چشمامو ببندم... اهنگ فوق العاده بود.

علی خوش قلب

سلام خاله گلم سارای مهربونم...عزيزم بابت لينک ازت کرور کرور ممنونم. ميدونستی که تو يکی از خوبای روزگاری؟ من اينه تازه فهميدم، از بس خنگم...اميدوارم بتونم جبران کنم.به قول دوست غريبه همه مون تا بعدی بهتر...يا حق

zahra

سلام سارا جونم . اميدوارم هيچ وقت چشمات زشتيها رو نبينه و فقط زيبايی ببينه... راستی منم به روزم

کمند

نفس نفس تو سينه ام. عطر نفس های شماس. اگر كه قابل بدو نين. خونه ی دل جای شماس. می ميرم از حسادت. دلی كه دلدار شماس. كاش می دونستم اون كيه. كه اين روزا يار شماس. خوشا به حال اون كسی. كه توی رؤيای شماس. شما گناهی ندارين . اين روزگار بی وفاس.

ليلي

هميشه عشق چيزی برای گفتن دارد. هميشه . حتی دروغ.

یگانه ترین یار

سلام خاله سارای عزيز خوبی؟ مرسی از حضور قشنگت.نوشته ات زيبا و دلنشين بود ما به روز هستيم.منتظر ديدار مجدد شما.

سحر

سلام. من که عاشقی حاليم نميشه.... پس بهتره چرت نگم. فقط نفهميدم شما از بلاگ ؛من او ندارم؛ تکه آخر رو نوشتی يا اون از روی شما نوشته........

مهدی

سر فرو آورده ام از دوری او مدتی است که نيست پيدا دلدار من گفته بود هر شب با ياد تو سر به بستر می نهم گفتم بی تو،بی تو خواب از چشمانم می رود

atefe

سلام.......مثل اينکه مثل هميشه دير کردم.....خيلی قشنگ بود...موفق باشی...