چند سيب فاصله ؟!
ساعت ٩:۳٩ ‎ق.ظ روز جمعه ٧ اردیبهشت ۱۳۸٦  

 

  یه روزهایی تو زندگی آدم ها هست که براشون خاطره انگیزه !

دیدی آدم دائم به یاد اون روزها می افته !

۷ اردیبهشت هم برای من یکی از همون روزهاست !

روی تختم دراز می کشم و سعی می کنم خاطرات این ۲ سال رو به یاد بیارم !

از همون روز اول !

تمام لحظه هاش مثل فیلم از جلوی چشمام می گذره !

ناخود آگاه لبخندی رو لبام می شینه !

چقدر مرور خاطراتمون برام لذت بخشه !

ما ٬ تو ۷۳۰ روز گذشته ٬ خنده و گریه و عشقمون رو با هم تجربه کردیم !

۲ سال پیش تو یه همچین روزی من با یه فرشته مهربون و دوست داشتنی آشنا شدم ٬

که تا عمر دارم گرمی صداشو پاکی نگاهش رو از یاد نمی برم !

خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوشحالم

خوشحالم از اینکه خدای مهربون تو رو سر راهم قرار داد و بهم فهموند همه مثل هم نیستند!

تو با اون دست های مهربونت زخم هام رو مرهم کردی و شونه هات رو تگیه گاه خستگی هام !

اما من چی ؟ من  برای تو  چه کردم ؟

می دونم که تو روزهایی که گذشت گهگاهی ناخواسته باعث ناراحتیت شدم و حالا

از همین جا ازت می خوام که به خاطر تموم آزار و اذیتم هام من رو ببخشی !

عــــــــــــــــــــــــــــزیزترینم : بازم می گم

  دوســـــــــــــــــــــــــــــــــتت دارم 

پ.ن : می تونید رمیکس ترانه ی « آخرین ستاره » رو با صدای رامتین از لینک زیر دانلود کنید

«««« آخــــــــــرین ســــــــــــتاره ( رمیکس ) »»»»


کلمات کلیدی: